ذبيح الله صفا
1216
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
تصور مىرود از همين اوان ببعد وسايل نزديكى امير ناصر الدين حسين بن بىبى با خاندان جوينى فراهم آمده باشد و او على الخصوص با علاء الدين عطا ملك جوينى ارتباط نزديك يافت و شايد هم بمقرّ حكومتش بغداد سفر كرد . در نتيجهء همين ارادت و تقرّب در خدمت عطا ملك جوينى و برادرش شمس الدين محمد جوينى است كه ناصر الدين اولا كتاب خود را كه در تاريخ سلاجقهء روم نوشته بنام علاء الدين عطا ملك « الاوامر العلائيّه » ناميد و ثانيا در مقدمهء كتاب آن را با شرحى مبسوط از مآثر و مناقب عطا ملك بوى تقديم داشته و در پايان كتاب نيز بتفصيل از وى و برادرش شمس الدين صاحب ديوان و شرف الدين هارون پسر صاحبديوان سخن گفته است . « الاوامر العلائيه فى الامور العلائيّه » را امير ناصر الدين حسين در تاريخ سلاطين سلجوقى آسياى صغير نوشته و بنابر شرحى كه در بيان احوال قانعى طوسى آوردهام ، و در اينجا از تكرار آن احتراز مىكنم ، مطالب مربوط بدوران غياث الدين كيخسرو اول و عز الدين كيكاوس و علاء الدين كيقباد را از روى سلجوقنامهء منظوم قانعى برداشته و حتى قسمتى از اشعار آن را كه ببحر متقاربست از آن نقل كرده و بعد از دورهء آنان بعض مطالب را كه در زمان اقامتش در آسياى صغير رخ داده بود تا دورهء غياث الدين مسعود بن قلج ارسلان بر آن افزوده و چنان كه خود در مقدمه گفته است كتاب را بعنوان ذيلى بر جهانگشاى جوينى ، من باب تكميل مطالب آن دربارهء روم ، تأليف كرده است و شايد بسبب همين استفاده از سلجوقنامهء قانعى باشد كه كتاب الاوامر العلائيه به « سلجوقنامه » اشتهار يافته است . از اين كتاب چندى بعد از تأليف خلاصهيى ترتيب يافت و آن خلاصه باسم مختصر سلجوقنامه ناميده شد و همانست كه هوتسما چنان كه در ذيل صحيفهء 1213 آوردهام بسال 1902 در ليدن بطبع رسانيده است . الاوامر العلائيه يعنى متن اصلى سلجوقنامهء مذكور يك بار بتمامى در آنكارا بسال 1956 بهمت عدنان صادق ارزى طبع شد و بار ديگر قسمتى از آن در يك جلد بتصحيح و اهتمام نجاتى لوغال و عدنان صادق ارزى در آنكارا بسال 1956 بچاپ سربى انتشار يافت .